السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )

38

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )

و الواح جداى از هم نوشته شده بود . رسول خدا ( ص ) كه رحلت كرد ، امام على ( ع ) به تدوين قرآن در كتابى واحد پرداخت ؛ همان‌گونه كه عده ديگرى از صحابه - به جز امام على ( ع ) - نيز نسخه قرآن مدون خود را داشتند ؛ ولى خليفه ابوبكر به اين نسخه‌ها بسنده نكرد و دستور داد تا گروهى از صحابه ، قرآن را بسان يك كتاب تدوين نمايند ، سپس آن را نزد « ام المؤمنين حفصه » به وديعت نهاد تا آنگاه كه دوران عثمان فرا رسيد ، و فتوحات بلاد گسترش يافت و مسلمانان پراكنده شدند ، خليفه دستو داد تا چند نسخه از روى نسخه موجود در نزد حفصه بنويسند و آن را در بلاد مسلمين توزيع كرد ، و مسلمانان نسخه‌هاى خود را از روى اين نسخه‌ها نوشتند و از نسلى به نسل ديگر سپردند و تا به امروز ، نسخه‌اى جز آن در نزد احدى از مسلمانان نبوده است و نيز ، نسخه‌اى كه واجد كلمه‌اى زيادت و نقصان بوده و با اين قرآن متداول امروز در نزد مسلمانان تفاوت داشته باشد ، در هيچ يك از ايام وجود نداشته است ، و همه فرقه‌هاى مسلمان : سنّى و شيعه و اشعرى و معتزلى و حنفى و شافعى و حنبلى و مالكى و زيدى و امامى و وهابى تا خوارج ، همگى بر آن اتفاق نظر دارند و در نزد هيچ فرقه‌اى از آن‌ها و غير آن‌ها ، در روزى از روزها ، نسخه‌اى كه حاوى زيادت و نقصان حتى يك كلمه باشد ، يا ترتيب سوره‌ها و آيات آن مخالف قرآن متداول امروزين مسلمانان باشد ، وجود نداشته است . اما آنچه كه در برخى از كتاب‌هاى حديثى آمده و حاوى پندار نقص و كاستى در قرآن كريم است ، در همان جا كه بوده باقى مانده و به هيچ روى در هيچ يك از نسخه‌هاى قرآن وارد نشده است ؛ مانند آنچه در صحاح شش‌گانه : بخارى و مسلم و ابى داود و ترمذى و ابن ما جه و دارمى و ديگر كتب آمده و گويد : « خليفه عمر بر فراز منبر گفت : « خداوند محمد را به حق برانگيخت و اين كتاب را بر او نازل فرمود و از جمله ما انزل الله « آيه‌ى رجم » بود كه ما آن را